𝓂𝒶𝒽𝓉𝒾𝓈𝒶

♡only god hears you♡

تبلیغات تبلیغات

نادون

امروز یه دختر ده ساله اومده بود قرار شد من ازش خونگیری کنم اصلا همکاری نمی کرد کلی باهاش حرف زدم فایده نداشت بقیه همکارا و حتی مسئولمون اومدن باهاش حرف زدن بازم فایده نداشت انقدر می ترسید و حالش بد بود که گفتیم اصلا تو این شرایط نباید ازش خونگیری بشه گفتیم ببرینش خونه باهاش حرف بزنین براش توضیح بدین قانعش کنین بعد بیارینش رفتن بعد نیم ساعت برگشتن گفتن تو ماشین باهاش حرف زدیم اوکی شد ! ظاهرا حالش خوب بود ولی تا اومد بشینه رو صندلی بازم گریه و ترس و استرس و
برچسب‌ها: مسئولمون
𝓂𝒶𝒽𝓉𝒾𝓈𝒶 ، ۱۴۰۳-۰۲-۰۳ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها